متن شاعرانه
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه
ميشود.
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند .
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي
آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است .
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات
است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتندريا
است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري .
نویسنده :ناشناس
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت ۳:۸ ب.ظ توسط همکلاسی ها
|